تجربۀ Irancom2017

بعضی از دوستان عزیز گفته بودن که به اشتراک گذاری تجربیاتم ادامه بدم. من هم میگم “چشم!”.

حدود یک هفتۀ پیش بود که یک روز ظهر، سرِ ناهار، دوستم با من تماس گرفت و گفت بدو که غرفه گرفتم؛ تعجب کردم و دوباره ازش پرسیدم. گفت که از طرف گروهی که با هم داریم، در نمایشگاه بین المللی کامپیوتر مشهد یه غرفه گرفته و جالب بود که کمتر از 24 ساعت بعدش هم قرار بود نمایشگاه افتتاح بشه.

تصمیم گرفتم کمکش کنم و یه تجربه ای هم خودم کسب کنم. همون شب، تا صبح درگیر طراحی تیزر تبلیغاتی و بنر و غیره شدیم با سُس! وقتی رفتیم به نمایشگاه، علی رقم اینکه دوست دارم همه چیز رو به بهترین شکل طراحی کنم، اما نشد که دکور MDF بزنیم و از روی اجبار همون چندتا بنر و استند رو توی جای مناسب قرار دادیم.

راستش نمایشگاهِ 5 روزۀ امسال، خیلی از سال های قبل کم رونق تر بود (پاقدم بنده بوده!) و حتی 2 تا از سالن ها کاملا بسته بود.

اما توی همون صحبت هایی که با مردم داشتم، خیلی چیزها یاد گرفتم. مثلا این که یک دیالوگ رو واسه پرزنت کردن کارم آماده نکنم و به همه همونو نگم. اینکه باید با مخاطب ارتباط برقرار کنم و ازش سوال بپرسم و بعد ارتباطش بدم به کاری که دارم ارائه میدم.

یاد گرفتم که چقدر برخورد گرم میتونه توی مشتری ها تاثیر داشته باشه و اون ها رو دوباره به سمت تو برگردونه. و یا اینکه یاد گرفتم که توی تبلیغات باید هیجان وجود داشته باشه، جنجال وجود داشته باشه و سوال وجود داشته باشه تا مردم بیشتر جذبش بشن و بیان به طرف تو. یا اینکه محیط نمایشگاه جای فروش نیست؛ جای معرفی و لینک شدن و برقراری ارتباط با کسانی هست که قراره در آینده باهاشون همکاری کنی.

و از همه مهمتر این بود که تبلیغات کاغذی (عمدتا تراکت پخش کردن) چقدر کار بیهوده ای میتونه باشه!

خیلی تجربه های دیگه ای رو هم بدست آوردم دربارۀ محیط نمایشگاه و طراحی و نگهداری غرفه؛ اما متاسفانه همۀ تجربیات رو نمیشه در کلمات گنجوند.

به هرحال، خوشحالم که انتقال تجربیات اندکم تا امروز نتیجۀ مطلوبی داشته و امیدوارم که شما عزیزان بیشتر و بیشتر با بنده در ارتباط باشید. D:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *